سيد محمد كمره اى

103

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

زده‌اند ، بعد بلند شده دو به ظهر درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان قدرى صحبت ، از آنجا به خانه آمده ، زليخا آنجا بود . ناهار قليه كدوحلوايى و ماست و تخم‌مرغ خورده بعد از چايى بيرون آمده منزل يمين الممالك ؛ نبود . جنگ بر سر حكومت اصفهان بعد منزل حاج جلال لشكر چايى خورده ، جنگ مرتضى قلى خان با سردار اسعد و سردار جنگ را در منزل امير مفخم كه ديروز مهمان بودند در سر حكومت اصفهان نقل كرد . قرار شد دويست تومان هم پول فردا عصر حاضر نمايد كه احمد برود بگيرد . بعد بيرون آمده ؛ امير مفخم نبود ، دكان استاد حسن خان نجار رفته ؛ نبود . رفتم منزل سالار لشكر ؛ نبود . نصرت الدوله هم فرمانيه بود ؛ نشسته چايى بخورم سالار لشكر آمد . قدرى صحبت فتوحات آلمان در غرب و پيشرفت آن‌ها در مسكو [ را ] نموده ، بلند شدم . خبرهايى از مهاجرين مقارن غروب رفتم منزل سردار جنگ ، مختصر ديدنى ، بلند شده كم‌كم رفتم طرف مجلس . در بين راه حاج محمد رضاى شاهرودى را ديده گفت اديب السلطنه با قشون عثمانى وارد به اروميه ، مدرس به همدان ، مساوات و بقيه مهاجرين ورود به موصل نموده‌اند . بعد مجلس رفته ، در بين [ راه ] از مرآت الممالك صحت و اطمينان عزل نظام السلطان از [ حكومت ] همدان و انتصابش به [ حكومت ] لرستان [ را پرسيدم ] گفت مطمئن باشيد . بعد بالاى مجلس رفته جمعى آنجا بودند . رفقا را اغلب ديدم . مراجعت با مرآت تا درب خانه‌اش . من گوشت نيم‌من هشت هزار خريده به خانه آمدم و شام قليه كدو حلوائى خورده . مخبر السلطنه و وضع قانون دماغى چهارشنبه 14 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى مشهدى حسين باغبان آمده قدرى نشسته ، بعد من رفتم منزل عين الممالك بازديد . مشغول صحبت بوديم شيخ حسينعلى جاسبى آمده ، قدرى من در توسط گرفتار تقاضاى شيخ و مدافعه